سيد محمد على ايازى
255
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
[ ابراهيم عليه السلام گفت : ] و من از آنچه شريك او مىسازيد ، نمىترسم ، مگر آن كه پروردگارم چيزى بخواهد . اين آيه ، دلالت مىكند كه دليل بتپرستى و شرك قوم حضرت ابراهيم ، ترس آنان از بتها بوده است . به طور كلّى ، علّت شرك بشر ، دو چيز بيشتر نبوده : يا خوف از غضب الهه و ترس از سلطنتى بوده كه نسبت به حوادث زمينى ، براى آن خدايان قائل بودهاند ، يا اميد به بركت و سعادتى بوده كه براى بتهاى خود مىپنداشتند . از اين دو امر نيز ، همان خوف در نفوس ، تأثير بيشترى داشته است ؛ چون طبعاً اعتماد و اميد مردم به خودشان است و هر نعمت و سعادتى را كه به دست مىآورند ، همه را از ناحيهء تلاش و كوشش خودشان مىدانند . پس اميدوارى ، آن قدرها در نفوس تأثير ندارد كه بتوان بتپرستى را مستند به آن نمود . حتّى مسلمانان هم با آن همه معارف الهىاى كه در اختيارشان است ، از تهديد و انذار ، بيشتر متأثّر مىشوند تا از بشارت . « الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ » ؛ « 1 » امروز ، كافران ، از اين كه به دين شما دستبرد بزنند و اختلالى رسانند ، طمع بريدند . پس شما از آنان بيمناك نگرديد و از من بترسيد كه امروز ، دين شما را به حد كمال رسانيدم . اين آيه ، به خاطر جمله « فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ » خالى از تهديد و انذار نيست ؛ براى اين كه اين جمله ، امر به ترسى مخصوص كرده ، نه ترس عمومى كه در هر حالى بر مؤمنْ واجب است ؛ امّا اين ترس مخصوص چيست ؟ هيچ شكّى نيست در اين كه جملهء اوّل ( « الْيَوْمَ يَئِسَ » ) و جملهء دوم ( « الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ » ) به يكديگر مربوطاند و براى افادهء يك غرض آمدهاند . پس دينى كه خدا امروز تكميل نمود و نعمتى كه تمامش فرمود ( كه در حقيقتْ يك چيز هستند ) ، همان چيزى بوده كه كفّار تا قبل از امروز ، به آن طمع بسته بودند و مؤمنان هم از اين طمع آنان مىترسيدند . خداوند ، كفّار را
--> ( 1 ) . سورهء مائده ، آيهء 3 .